یادداشت

چه کسی این را روایت می‌کند؟

۰

نگاهی به رمان « بینازنین »، نوشته کیوان ارزاقی

ابراهیم زاهدیمطلق

رمان بی‌نازنین از پربحث‌ترین آثاری بود که در جلسات داوری به آن پرداخته شد. چرایش به ویژگی درونی آن مربوط نمی‌شود. بلکه ساختار این کتاب به‌گونه‌ای بود که داوران نمی‌توانستند از آن چشم بپوشند و در جمع کتاب‌های نهایی نیاورند. از سوی دیگر ضعف‌هایی داشت که می‌شد کنارش گذاشت و با خیال راحت از انتخاب‌های دیگر دفاع کرد و پای آن‌ها ایستاد.

بی‌نازنین، اثری است تمام و کمال امروزی و دارای دغدغه‌ها و حساسیت‌های یک نویسنده که از حال و روز جامعه خود نه‌تنها با خبر است، که به آن توجه دارد و برایش دل می‌سوزاند. اثر امروزی از آن جهت که تمام وقایع در فضای مجازی می‌گذرد و نویسنده با اشراف به اتفاقاتی که موجب به‌هم‌ریختگی خانواده‌ها می‌شود، جهان داستانی‌اش را می‌سازد و مخاطب را به تماشا می‌برد. دل سوزی برای جامعه از آن جهت که نویسنده نگران فضایی است که می‌تواند سوءتفاهم برانگیز و به تبع آن، ویرانگر شود. در این رمان «مانی» در صندوق پستی اینترنتی‌اش به یک ایمیل ناشناس برمی‌خورد که زنی ناشناس، به‌نام «سایه» فرستاده است.

آن‌طور که داستان می‌گوید، این نامه در «اسپم»های مانی قرار گرفته است. اما مانی از نامه نمی‌گذرد! به آن جواب می‌دهد و جواب می‌گیرد. نامه با این ایمیل‌ها آغاز می‌شود. ارتباط تعلیق‌برانگیز از همین‌جا شروع می‌شود. تا همین‌جا معلوم است که نویسنده چقدر به فضای ارتباطی جامعه‌اش وقوف دارد.

سایه یا همان زنی که ایمیل را فرستاده است، به این رابطه علاقه نشان می‌دهد و ماجرا ادامه پیدا می‌کند. رابطه‌ای گناه‌آلود و سراسر دروغگویی به هم. هر یک از شخصیت‌ها دنبال یک گوشه از زندگی خود در این رابطه می‌گردند. بعدها پای زن‌ها و مردهای دیگری هم به میان می‌آید؛ لعیا، همسر مرد، شیوا و … بعضی از این آدم‌ها یکی هستند. بعضی هم شخصیت مستقل دارند.

ساخت و پرداخت آدم‌ها مختلف از قوت‌های نویسنده است که به فضای تعلیقی داستان کمک فراوانی کرده است اما وجود لحن و زبان و حتی تکه‌کلام‌های یکسان شخصیت‌ها نتوانسته است تمایز آن‌ها را نشان دهد و البته داستان هم تلاش نمی‌کند بباوراند که شخصیت چون یک نفر است سعی کرده لحن خود را تغییر دهد، اما نتوانسته است. بنابراین، صداهای مختلفی از داستان شنیده نمی‌شود. همان حرف‌های شیوا را سایه می‌زند با همان لحن و با همان اثر. حرف‌های مانی البته گاهی تفاوت‌هایی می‌کند، اما این تفاوت هم کمکی به داستان و جدا شدن برخی مسئله‌ها نمی‌کند.

رمان سعی در حلاجی این مشکلات اجتماعی نمی‌کند. تلاشی برای رفتارشناسی و انسان‌شناسی معاصر به خرج نمی‌دهد. فقط و فقط مسئله‌ها را بازگو می‌کند و می‌گذرد. به نظر می‌رسد ظرفیت‌های زیادی در این کار وجود دارد که نویسنده نتوانسته از آن بهره برداری کند. شاید یکی از دلایل این نتوانستن، ضعف آشکاری باشد که نویسنده اصلاً به آن توجه نکرده است: نداشتن راوی!

رمان بی‌نازنین به شکل عجیبی از راوی، خالی است. تعدادی ایمیل ناگهان کنار هم قرار می‌گیرند. چه کسی این را روایت می‌کند؟ معلوم نیست. چه کسی می‌خواهد چیزی را بگوید؟ معلوم نیست. به هرحال نداشتن راوی یکی از علت‌هایی است که داوران جشنواره نتوانستند خود را مجاب به انتخاب این اثر در جمع رمان‌های نهایی کنند. اگرچه تا مرحله پیش از نهایی و جمع هفت اثر رسید و تا این اندازه هم برای هر رمان با وجود داوری‌های سختگیرانه و دقیق جایزه شهید غنی‌پور، خود یک موفقیت بزرگ است. در همین‌جا، فقط به دلیل اینکه رمان بی‌نازنین از قلم یک نویسنده خوش قریحه تراوش کرده است و به مسائل جدی امروزی و تبهکاری‌های فضای مجازی می‌پردازد، توصیه می‌شود که خواننده، آن را بخواند و با گذشتن از برخی لغزش‌ها کوچک به عمق هشدارهای آن توجه کند.

ارسال پاسخ

ایمیل شما نمایش داده نمی‌شود. موارد مورد نیاز علامتگذاری شده است *