یادداشت

ما را حبیب هست

۰

آن آشنا که با غم دنیا غریب بود

و آن پارسا که در ره حق ناشکیب بود

آن بیست ساله پیر حکیمی که در نفس

گویی به دردهای رفیقان طبیب بود

گویی دو چشمه بود از آیینه‌سار شرم

آن چشم‌ها که ساده و پاک و نجیب بود

در سینه‌اش کبوتر احساس لانه داشت

در روشن تبسم او، عطر سیب بود

هر چند بی‌قرار گذشت از کنار ما

ما را حبیب هست، همو که حبیب بود

محمد امین‌پور

ارسال پاسخ

ایمیل شما نمایش داده نمی‌شود. موارد مورد نیاز علامتگذاری شده است *